۱۳۹۴ دی ۱۶, چهارشنبه

اندیشه من _ راماناماهارشی


در انسان معمولی وقتی که یک فکری ظاهر می‌شود ,
نفس ( ego) آن را به عنوان " اندیشه ی من " بر می‌دارد
و در گیرش می‌شود .
در انسان حکیم به روشنایی رسیده وقتی که فکری بالا
می‌آید , شاهد بودن اتفاق می‌افتد و درگیر شدن با آن
فکر حادث نمی‌شود .
بگوان شری رامانا ماهارشی

"In the ordinary man, when a thought occurs, the ego takes delivery of it as ‘my thought’ and gets involved. In the enlightened sage, when a thought arises, witnessing happens, and involvement with the thought does not take place."   Ramana Maharshi


۱۳۹۴ دی ۱۵, سه‌شنبه

آزادی _ کارلوس کاستاندا

مهمترین کلیدی که از دون خوان آموختم رسیدن به سکوت درونی بود .برای برانداختن برتری ذهن بعنوان روشی برای یافتن آزادی.این ساکت کردن ذهن  است.

کارلوس کاستاندا _ مصاحبه با روزنامه لاجوردنادا

۱۳۹۴ دی ۱۴, دوشنبه

آرامش ذهن _ کریشنا مورتی


فقط در حالت سکوت و آرامش ذهن، امکان روشن شدگی وجود دارد.

کریشنا مورتی _ رهایی از دانستگی

نفس _ امام علی


اِن كانَ مِن فِضَّةٍ كَلامُكِ يا     نَفسُ فَاِنَّ السُّكوتَ مِن ذَهَبِ؛

اى نفس!
 اگر سخن تو نقره است،
سكوت طلاست.

امام علی(ع) _ اعلام الدين، ص 273

۱۳۹۴ دی ۱۳, یکشنبه

۱۳۹۴ دی ۱۲, شنبه

هر خیالی را خیالی می خورد _ مولانا


هر خیالی را خیالی می‌خورد
فکر آن فکر دگر را می‌چرد
تو نتانی کز خیالی وا رهی
یا بخسپی که از آن بیرون جهی
فکر زنبورست و آن خواب تو آب
چون شوی بیدار باز آید ذباب
چند زنبور خیالی در پرد
می‌کشد این سو و آن سو می‌برد
کمترین آکلانست این خیال
وآن دگرها را شناسد ذوالجلال
هین گریز از جوق اکال غلیظ
سوی او که گفت ما ایمت حفیظ
یا به سوی آن که او آن حفظ یافت
گر نتانی سوی آن حافظ شتافت
دست را مسپار جز در دست پیر
حق شدست آن دست او را دستگیر
پیر عقلت کودکی خو کرده است
از جوار نفس که اندر پرده است
عقل کامل را قرین کن با خرد
تا که باز آید خرد زان خوی بد
چونک دست خود به دست او نهی
پس ز دست آکلان بیرون جهی
دست تو از اهل آن بیعت شود
که یدالله فوق ایدیهم بود

مولوی

۱۳۹۴ دی ۱۰, پنجشنبه

آنامالای سوامی _ مدیتیشن بر خویش


وقتی که می‌گویم , " بر خویش مدیتیشن کنید "
از شما می خواهم که خویش باشید نه اینکه
درباره‌اش فکر کنید . از آنچه که وقتی که فکرها
متوقف می‌شوند , هشیار باشید . از آگاهی ,
هشیار باشید که منشاء همه ی فکرهای شماست .
آن آگاهی باشید . احساس کنید که این آن چیزی
است که واقعاً هستید . اگر که اینکار را بکنید ,
آنگاه بر خویش مراقبه کرده‌اید . اما اگر که نمی‌توانید
بر آن آگاهی , استوار بمانید , چونکه امیال تان ( Vasanas )
بسیار قوی و بسیار فعال هستند , مفید این است
که فکر "من خویش هستم ; من همه چیز هستم "
را حفظ کنید . اگر که بدین طریق مدیتیشن کنید ,
آن وقت با امیال که خود - هشیاری شما را مسدود
می‌کنند اشتراک مساعی نمی‌کنید . اگر که با آن‌ها
همکاری نکنید , دیرتر یا زودتر محکوم به رفتن هستند .
اگر این متد شما را جذب نمی‌کند , پس فقط ذهن
را با تمامی توجه , خیره شوید . هر زمانی که ذهن
سرگردان می‌شود از آن هشیار باشید . بنگرید که
چگونه فکرها با یکدیگر مرتبط هستند و بنگرید که
چگونه این شبه که ذهن نام دارد , همه ی فکرهای تان
را حفظ کرده می‌گوید که " این فکر من است ."
راههای ذهن را بدون آنکه به هیچ وجهی خود را با
آن هویت دهید خیره شوید . اگر که به ذهن خود
توجه کامل بدون دلبستگی را مبذول کنید شروع می‌
کنید به درک کردن پوچی همه ی فعالیت‌های ذهنی .
به ذهن خیره شوید که به اینجا و آنجا سرگردان
می‌شود , به جستجوی مسائل یا تصورات بی‌فایده
و غیر ضروری که در نهایت فقط بدبختی برای خود
خلق می‌کند می‌رود . نگریستن به ذهن , به ما
شناختی از گذار داخلی اش را می‌دهد . او به ما
ابزاری برای منفصل باقی ماندن از همه ی فکرهای مان
می‌دهد . بطور قطع اگر که به اندازه ی کافی سخت
کوش باشیم , این به ما توانایی باقی ماندن به
مثابه ی آگاهی غیر متأثر از افکار فانی را می‌دهد .

آنامالای سوامی
Annamalai Swami


مولانا _ دوش دیوانه شدم


دوش ديوانه شدم عشق مرا ديد و بگفت
آمدم نعره مزن جامه مدر هيچ مگو
گفتم اي عشق من از چيز دگر مي ترسم 
گفت آن چيز دگر نيست دگر هيچ مگو

مولانا