‏نمایش پست‌ها با برچسب آگاهی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب آگاهی. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۴ دی ۸, سه‌شنبه

نیروی حال _ قسمت هشتم و آخر(توجه به فضای خالی و احساس یگانگی کردن)

راهی به سوی سکوت درون

توجه به فضای خالی و احساس یگانگی کردن
از آنجا که صدا بدون سکوت نمی تواند معنی داشته باشد، اشیاء نیز بدون "خلاء" یا فضای خالی نمی توانند موجود باشند. دانشمندان پی برده اند که همه چیز از خلاء بوجود آمده است و طبق جمله ای از هارت سوترا در یکی از باستانی ترین متون بودایی، "جوهره همه چیز، تهی است". اگر فضای خالی بین اتم ها را نادیده بگیریم و آنها را در کنار یکدیگر قرار بدهیم، از بدن انسان تقریبا هیچ باقی نمی ماند، و می توان با تقریب گفت که انسان تقریبا هیچ است! می توان فضا و سکوت بیرونی را معادل فضا(آگاهی) و سکوت درونی دانست که آرام، پایدار، متعادل، خلاق و بی نهایت زاینده هستند. پس بدیهی است کسانی که خود را با فرم مادی هویت می بخشند همواره در حالتی از ترس، عدم تعادل و آشفتگی به سر می برند. شما نمی توانید همزمان هم فکر کنید و هم از فضای خالی(خلاء) بیرونی نیز آگاه باشید. در نتیجه توجه خود را از اشیاء بگیرید و به فضای خالی(خلاء) معطوف کنید، به آن فکر نکنید بلکه احساسش کنید. در حین این کار تغییری در آگاهی شما رخ می دهد. زیرا همزمان که توجه خود را از اشیاء به خلاء معطوف می کنید، همتایان درونی آن یعنی سوژه های ذهنی نیز جای خود را به سکوت درونی می دهند. همه چیز از هیچ آغاز و در هیچ نیز پایان می یابد.

یکی از دستاوردهای علم امروزی کشف این نکته است که مشاهده کننده از مشاهده شونده جدا نیست و هر دو در حالت یگانگی به سر می برند و این چیزی است که از هزاران سال پیش شناخته شده بوده است. در جهانی زندگی می کنیم که مخلوق ذهن خود ماست و اگر جدایی بین مخلوقات دیده می شود باز هم توهمی است که زاده ذهن خود ما می باشد. هنگامی که بتوانیم این یگانگی بین همه کس و همه چیز را احساس کنیم، آن موقع است که دیگر احساساتی چون خشم، تنفر، لذت، خوبی و بدی و... وجود نخواهند داشت و تضادها رنگ خواهند باخت و ذهن با از دست دادن این ابزارهایش، دیگر امکانی برای دخالت مخرب خود در آگاهی ما نخواهد داشت و ما به تجربه هستی و حضور در لحظه حال موفق خواهیم شد.


پایان

۱۳۹۴ دی ۴, جمعه

نیروی حال _ قسمت پنجم(عدم مقاومت و زندگی در زمان حال)

راهی به سوی سکوت درون

عدم مقاومت و زندگی در زمان حال

درد نتیجه مقاومت ما در برابر چیزی است که در زمان حال جریان دارد. این مقاومت در سطح فکر به شکل قضاوت و در سطح احساس نیز نوعی حس منفی می باشد. شدت درد و رنج شما نیز به میزان مقاومت شما به آن لحظه وابسته است و خود این امر نیز بستگی به این دارد که شما تا چه حد اسیر ذهنیت تان هستید. عدم مقاومت در زندگی همان وضعیت آرامش، راحتی، روشنی و سعادت است. پذیرش و تسلیم کردن خود به آنچه که در لحظه حال در جریان است، بی آنکه در مورد آن وضعیت قضاوت و مقاومتی بکنیم، ما را در لحظه حال قرار می دهد و در این حالت(بی زمانی ناشی از بودن در لحظه حال) هیچ رنج و احساس منفی ای قدرت بقا نخواهد داشت. ذهن نسبت به زمان حال از خود مقاومت نشان می دهد زیرا که بدون زمان قدرت و کنترل خود را بر ما از دست می دهد. بدون گذشته و آینده زمانی وجود ندارد و ذهن نیز بدون زمان وجود ندارد. اگر می خواهید از رنج رهایی یابید پس دست از مقاومت کردن و پرسه زدن در گذشته و آینده بردارید و در زمان حال زندگی کنید. صوفیان جمله معروفی دارند که می گوید: «صوفی بنده دم است». مولانا شاعر بزرگ و استاد صوفیان می گوید: «گذشته و آینده چهره خدا را از ما پنهان می کنند، پس باید که هر دو را در آتش سوزاند".
البته در اینجا منظور ما از زمان، همان "زمان روانشناختی" است و نه "زمان ساعتی". ما نیاز داریم که در امور روزمره خود از زمان برای تعیین وقت بیدار شدن، گذاشتن قرار ملاقات، رفتن به سر کار و... استفاده کنیم و این اجتناب ناپذیر است و ما از آن به عنوان "زمان ساعتی" یاد می کنیم. اما آن چه که باید خود را از آن رها کنیم "زمان روانشناختی" است که همان هویت یافتن با گذشته(خاطرات) و فرافکنی در آینده(احتمالات) است. برای اینکه بدانید آیا در زمان روانشناختی غرق شده اید یا نه، از خودتان بپرسید که آیا در کاری که انجام می دهم لذت، راحتی و روشنی وجود دارد؟ اگر جواب منفی است پس شما درگیر زمان روانشناختی هستید. در اینصورت توجه خود را از نتیجه انجام آن کار، به چگونگی انجام آن کار تغییر دهید. هنگامی که خود را از وسوسه و وابستگی به نتیجه کار رها کنید، لذت "هستی" در هر چیزی که انجام می دهید جریان می یابد.
یکی دیگر از راه های رسیدن به سکوت درون قرار گرفتن در وضعیت حضور است. وضعیت حضور به معنای حفظ آگاهی و هشیاری نسبت به زمان حال و شاهد بودن بر ذهن است. به عنوان یک تمرین چشمان خود را ببندید و با خود بگویید "نمی دانم فکر بعدی که به سراغم می آید چه خواهد بود؟". گوش به زنگ بایستید و منتظر فکر بعدی باشید، درست مانند گربه ای که دم سوراخ موش به کمین نشسته است. تا زمانی که در حالت حضور شدیدی باشید هیچ فکری به سراغ شما نمی آید. اما در عین حال بسیار هشیار و آماده نیز هستید. لحظه ای که آگاهی شما از سطح خاصی پایین تر بیاید، افکار حمله ور می شوند و شما دوباره وارد زمان می شوید.

ادامه دارد...

۱۳۹۴ دی ۲, چهارشنبه

نیروی حال _ قسمت چهارم(عملکرد ذهن)

راهی به سوی سکوت درون

 عملکرد ذهن
فکر تنها یک ابزار است. ذهن وجود دارد تا برای کارهای خاص استفاده شود و زمانی که کار مورد نظر انجام شد، ابزار را به کناری می گذاریم و تا کار بعدی دیگر از آن استفاده نمی کنیم. باید بگویم حدود 80 تا 90 درصد افکار اغلب مردم نه تنها تکراری و بی فایده است، بلکه مضر هم می باشد و باعث اتلاق انرژی نیز می شود. به جز عده اندکی، همه مردم به جریان بی وفقه و زائد تفکر معتاد هستند و معتقدند که اگر جریان تفکرشان متوقف شود، خودشان هم متوقف می شوند، و این توهمی است که ذهن در ما به وجود می آورد تا بتواند بقای همیشگی خود و حالت چیرگی اش بر ما را تضمین کند. با توقف جریان افکار تنها چیزی که متوقف می شود خود ذهن است و در نتیجه آنچه که در مسیر رشد قرار می گیرد آگاهی ماست. در پلکان تکامل آگاهی، ذهن فقط یکی از پله ها است و ما نیاز داریم که برای تکامل بیشتر، از این پله فراتر برویم. باقی ماندن در این پله، فقط باعث نابودی ما خواهد شد. فکر بدون آگاهی نمی تواند وجود داشته باشد اما آگاهی به فکر احتیاجی ندارد. روشن بینی به معنای رفتن به ورای فکر است.
بی ذهنی، آگاهی بدون نیاز به فکر است و تنها به این روش می توان خلاقانه تفکر کرد زیرا فکر به تنهایی قدرتی واقعی ندارد. ذهن الزاما ماشین بقاست. در مقابل افکار دیگر حمله یا دفاع می کند، اطلاعات را ذخیره، جمع آوری و آنالیز می کند و این کاری است که در آن بی نظیر است اما به هیچ وجه خلاق نیست. هنرمندان بزرگ نیز به این نکته اشاره داشته اند که ایده ی خلاقانه آنها در شرایط سکوت ذهنی به ایشان الهام شده است.
ذهن تنها شامل فکر نمی شود بلکه شامل احساسات و هیجانات نیز می شود. احساسات و هیجانات بازتاب ذهن در جسم ما هستند و به صورت فعل و انفعالات شیمایی و تغییرات فیزیولوژی نمود پیدا می کنند. همواره شاهد احساسات و هیجانات درونی خود باشید بدون اینکه آنها را قضاوت کنید. اگر برای لحظاتی احساس خاصی برای مشاهده کردن وجود ندارد، توجه خود را معطوف میدان انرژی درون بدن تان و همچنین به لایه های عمیق تر کنید. این دری به سوی هستی است. خنثی کردن دردهای احساسی با ذهن غیر ممکن است زیرا ذهن خود بخشی از مشکل است و به این می ماند که پلیسی مامور تحقیق در مورد یک آتش سوزی شود در حالی که خودش عامل آتش سوزی بوده است!

ادامه دارد...