‏نمایش پست‌ها با برچسب خلا ذهنی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب خلا ذهنی. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۴ مهر ۲۸, سه‌شنبه

معلق کردن جریان فکر _ قسمت ششم(آخر)

تمرین: مرحله چهارم

هر کس موفق شود در هر لحظه ای که اراده کند به سرعت و بسیار راحت حداقل 5 دقیقه جریان فکری خود را قطع کند، به زودی به مرحله ی تجرید مطلق نزدیک می شود. برای 5 تا 10 و حتی 20 دقیقه کاملا جریان فکر خود را قطع می کند. برخی از نویسندگان تجرید را "خلا ذهنی" نیز نامیده اند. توصیه می کنم که مدت انقطاع فکر را طی تمرین ها به حدود سی دقیقه برسانید.
بدین ترتیب اعتماد، قدرت و دقت گرانبهایی برای مهار فعالیت روانی و موثر خود به دست می آورید. هنگامی که خواننده موفق شود طبق اراده ی خود جریان افکارش را قطع کند پس می تواند از رسوخ هرگونه تصویر ذهنی نامطلوب به ذهن خود نیز جلوگیری کند. از این به بعد فقط اندیشه های فعال، استوار، نیرومند و راستی و درستی را می پذیرد. بدین ترتیب هرگونه حس خصومت نسبت به دیگران را بچگانه و پوچ می شمارد.
لازم است به خوانندگان متذکر شوم که حالت بروز احساسات باطنی که بسیار سبک است و پس از حالت تجرید و از خود بی خودی طولانی پیش می آید، نه غیرطبیعی است و نه ترسناک. حتی به هنگام خواب طبیعی نیز کم و بیش و به طور ناخودآگاه مقداری از احساسات و عواطف ما ابراز می شود.
باز هم یادآور می شویم که در همان نخستین مراحل تمرین ممکن است موانع موجود، احساس یاس و ناامیدی را در نوآموز پدید آورند. مانع اول، حرکات غیرارادی بدن است که در حین تمرین آرمیدگی روی می دهند و مانع انبساط کامل عضلات می شوند. لازم نیست برای رفع این حالت به خود فشار آورید ولی هر روز سعی کنید با کاهش اضطراب، این حرکات غیرارادی را کمتر کنید تا در نهایت به آرمیدگی و بی حرکتی کامل دست یابید. مانع دومی که وجود دارد این است که نوآموزان به محض اینکه شروع به شل کردن عضلات می کنند احساس خواب مقاومت ناپذیری بر آنها چیره می شود. برای رفع این مشکل شب ها به اندازه کافی بخوابید و معمولا هشت ساعت خواب شبانه برای همه کافی است مگر اینکه کاری فوق العاده خسته کننده داشته باشید. البته یک ساعت خواب روزانه هم انجام تمرین ها را آسان تر می کند.
با تمرین تجرید می توان به تسلط بر نفس دست یافت. سپس در پرتو آن می توان عواطف، انگیزه ها و تخیلات را تنظیم کرد و به عقیده ی من این امر می تواند وسیله ی معالجه بسیاری از بیماری های عصبی و حتی جسمانی باشد. به علاوه آگاهی از چگونگی افکار خود تا حدی که بتوان آن را به میل و اراده خود قطع کرد، باعث می شود که بتوانیم تمرکز ارادی فکر را برای مدتی طولانی و روی هر سوژه ای که بخواهیم، به ویژه بر تصویر ذهنی نتیجه ای دلخواه یا اعمال نفوذی ارزنده به دست آوریم. خواننده بدون شک از اثرات شگفت انگیز تمرکز فکر آگاهی دارد.
گذشته از این، تسلط بر نفس برای افزایش نیرو، تقویت قدرت انتقال امواج نفوذ نامریی(مانیتیسم) و عینیت بخشیدن به افکار از درون به برون یا از باطن به ظاهر ضرورت کامل دارد.
پایان

معلق کردن جریان فکر _ قسمت پنجم

تمرین: مرحله سوم
پس از کسب نتایجی که ذکر کردیم، هدف شما باید این باشد که در هر جلسه روزانه یک یا چند بار جریان افکارتان را برای مدتی طولانی تر قطع کنید. انقطاع های اولیه بسیار کوتاه خواهد بود، آن قدر کوتاه که حتی نوآموز خود به وجود آنها پی نمی برد، اما پس از چند جلسه متوجه انقطاع افکار خود به مدت 30 تا 60 ثانیه خواهد شد.
بدین ترتیب، هفته به هفته پیشرفت شما محسوس تر می شود، اما برخی روزها این مدت انقطاع نه تنها افزایش نمی یابد بلکه کمتر از روز قبل می شود. اگر نوآموز از جنبه ی موقتی این بی نظمی اطلاعی نداشته باشد، دچار یاس و سرخوردگی می شود و تمرین ها را رها می کند. در صورتی که خستگی(آن هم خستگی مغزی) یا تحریک بیش از اندازه، به هر دلیل که باشد، یا نگرانی کم و بیش جدی و برخلاف معمولی که قبل از شروع تمرین روزانه پیش آمده باشد، کافی است تا عدم پیشرفت روزانه را توجیه و ثابت کند که این پیشرفت نمی تواند روی خط مستقیم حرکت کند بلکه نوسانات دوره ای از ویژگی های آن است.
برعکس، بسیار ممکن است که یک روز مدت قطع افکار به سهولت دو برابر شود، مثلا از دو دقیقه به چهار دقیقه برسد. این امر بدان خاطر است که نوآموز(بر اثر شرایط آرامش بخش) توانسته است جلسه آزمایش را در حالتی کاملا مثبت و مطلوب انجام دهد.
بنابراین نوآموز باید بدون آن که از این بی نظمی های ظاهری در پیشرفت خود دچار حیرت شود، با پشتکار کامل به تمرین ها ادامه دهد، بدین ترتیب، او می تواند با اراده و پشتکاری قوی حتی در جلسات نامساعد به انقطاع های کامل به مدت حداقل پنج دقیقه نیز دست یابد. در این هنگام می تواند خود را پیروز بداند، زیرا مشکلات اصلی را پشت سر گذاشته است.
ادامه دارد...

معلق کردن جریان فکر _ قسمت چهارم

تمرین: مرحله دوم
 اگر تمرین ها را با پشتکار انجام دهید، زمانی می رسد که در نهایت سهولت و فقط در عرض چند ثانیه سکون و آرامش کامل به دست می آورید. آن گاه جریان افکار شما دستخوش همان کندی و کم تحرکی می شود که به دنبال آن هستید و برای به دست آوردن آن باید ذهن را به مفهوم اصطلاح "به خود فرو رفتن" معطوف کنید. به محض این که اندیشه ای به ذهن راه می یابد، باید سعی کنید آن را عقب بزنید و کوچکترین توجهی به آن نشان ندهید. پس از آنکه مصمم شدید هرگونه تصویر ذهنی را با بی اعتنایی تلقی کنید، به تدریج پی می برید که افکار شما سرعت جریان خود را از دست می دهد و اندیشه ها کم کم بی ارزش می شود و کمتر توجه شما را به خود جلب می کند.
در چنین حالتی که استعداد گیرایی ذهن بیش از حد می شود، بسیار اتفاق می افتد که تاثیر نفوذهای تله پاتی شناخته یا ناشناخته  موجب ایجاد واکنش هایی می شوند. این امر باعث ایجاد جرقه های مهم و ادراکی خارق العاده یا حتی غیب گویی می شود.
از طرف دیگر، چون کاهش فعالیت ضمیر خودآگاه، آزادی عمل ضمیر ناخودآگاه را افزایش می دهد، مفاهیمی به وجود می آید که بعضی از آنها به طور غیر مترقبه راه حل نهایی مسائل تئوری و عملی را که مدت ها ذهن را به خود مشغول کرده بود و هیچ امیدی به گشودن معمای آنها نبود، پیش پای ما می گذارد.
توصیه می کنم که برای این مرحله حداقل بیست جلسه را اختصاص دهید، چرا که نتایج فرعی رضایت بخشی خواهد داشت و از جمله ی آن ها می توان به تقویت نیروی حافظه(به ویژه خاطرات)، استعداد بیشتر برای فعالیت مغزی و در کل کسب آرامشی اشاره کرد که انسان همیشه آن را دست نیافتنی تصور می کرد. در این صورت خواهید دید که تسلط بر نفسانیات در تمام موارد آسان تر می شود و سرانجام، شخص در می یابد که پس از انجام این تمرین ها دشوارتر تحت نفوذ دیگران قرار می گیرد و اعتماد به نفس و تعادل بیشتری به دست می آورد... و در یک کلمه، به دلیل خشنودی، نشاط و هماهنگی درونی که ثبات آن هرگز دچار اختلال نمی شود، خویشتن را خوشبخت تر حس می کند.
با انجام این تمرین ها مقاومت عقلانی و اخلاقی بیشتری به دست می آوریم و بر مقاومت روانی ما نیز افزوده می شود. این امر به طور محسوسی قابل مشاهده است زیرا تمرین برای تجدید قوا را تسهیل و نیروی تدافعی بدن و همه ی ساز و کارهای فیزیولوژیکی را تقویت می کند.
نتیجه ی این تمرین ها تغییر محسوسی در صورت ظاهر خواهد بود؛ نگاه آرامتر و محکمتر، پوست بدن روشن تر، عضلات صورت منبسط تر، لحن صدا آرامتر و مطبوع تر و اخلاق و رفتار متین تر می شود و این همه نتایج خوبی است که انسان در خود مشاهده می کند.
ادامه دارد...

معلق کردن جریان فکر _ قسمت سوم

تمرین: مرحله اول
توصیه می کنم هدف اصلی شما در نخستین ده یا بیست جلسه تمرین فقط آرمیدگی عضلات در بالاترین حد خود باشد. به محض اینکه عادت کردید به سهولت(حتی به هنگام بیداری) به آرمیدگی و استراحت کامل دست یابید، می توانید به مرحله دوم بپردازید.
در مرحله اول باید ابتدا روزی بیست تا سی دقیقه را به این کار اختصاص دهید، نباید به طور کاملا افقی دراز بکشید بلکه طوری قرار بگیرید که پشت با تکیه به بالش بالاتر بماند و نسبت به پاها زاویه ای بیست درجه تشکیل دهد. بازوها باید به دو طرف کشیده شوند، زیرا اگر در طول بدن بمانند، ممکن است به زانوها تکیه کنند. انگشتان نیمه خمیده و پلک نیمه باز باشد، بدن بدون کوچک ترین حرکت، کشش یا سختی قرار گیرد. این بی حرکتی باید همانند سکون یک توده موم باشد. «تمام بدنم منبسط می شود... سنگینی کاملا آرمیده است و آرواره هایم به خودی خود بسته می شوند... بدنم هر لحظه بی حرکت تر می شود.» این عبارات تلقینی(که هر کسی می تواند آن را طبق ذوق خود اصلاح یا تکمیل کند) به منظور سوق دادن جریان اندیشه به سوی هدف نهایی است. این عبارات باید در ذهن به طور یکنواخت تکرار شود تا برای انسان سکون و آرامش به ارمغان بیاورد و مانع از آن بشود که تشویشی در ذهن رسوخ کند تا موجب حرکات کوچک غیرعادی شود. نور ضعیف آسمانی رنگ نیز در زمان آرمیدگی و آرامش اثر مطلوبی دارد.
پس از چند جلسه آموزش، آرامش و سکون با سرعت بیشتری حاصل خواهد شد. به زودی ظرف چند لحظه رخوتی عمومی بر بدن مستولی می شود، جریان آرامش بخش و مطبوعی تمام روان و روح شخص را در بر می گیرد که بسیار عمیق و موثر است و تقریبا حالتی همانند "بی میلی" بوداییان در انسان به وجود می آورد.
علاوه بر تمرین در روز می توان هر شب قبل از خواب نیز این تمرین را تکرار کرد و نتیجه ی مثبت گرفت زیرا این تمرین خواب را آسان تر و توان بخش تر می کند.
ادامه دارد...

معلق کردن جریان فکر_ قسمت دوم

برای کنترل جریان افکار و متوقف کردن ارادی آن و حاکم شدن بر سرنوشت خود ابتدا باید دانست که منشا افکار ما چیست؟ کلیه افکار از چهار منبع زیر به وجود می آیند:
1-       واکنش های احشایی، اعضای ارگانیک بدن و امیال حسی
2-       فعالیت های ذهن ناخودآگاه و به ویژه حساسیت و تخیلات
3-       تاثرات و نفوذهای خارجی که از بیرون جذب می شوند.
4-       اندیشه های خاموشی که دیگران در مورد شما دارند و نیز جزییاتی که بر اثر زمینه های اخلاقی و معنوی جذب می شوند و تاثیر فراوانی در پیدایش افکار و الهامات دارند.
  
هکتور دورویل در اثر معروف خود به نام "مانیتیسم شخصی" ذکر کرده است: "متوقف کردن جریان افکار را در همه جا می توان تجربه کرد؛ در خانه، در بیرون، شب یا روز، نشسته یا خوابیده. این عمل در ابتدا بسیار مشکل است ولی وقتی موفق به انجام آن شوید یکی از خوشایندترین تجربیات شما به شمار خواهد رفت. در این تجربه شما از دنیای بیرون جدا خواهید شد و جار و جنجال بیرون کمترین اثر را بر روی شما خواهد داشت. حساسیت چنان کاهش خواهد یافت که اگر مگسی بر روی بینی شما بنشیند کمترین ناراحتی برای شما بوجود نخواهد آورد. هنگامی که شخص به اراده خود از این حالت بیرون شود، از لحاظ جسمانی نیز تغییر می کند. اگر این تجربه به مدت 20 تا 25 دقیقه طول کشیده باشد، شخص چنان احساس آرامش می کند که انگار یک شب کامل را به بهترین وجه خوابیده است"
برای اخذ نتیجه قطعی حداقل 150 بار تمرین دقیق نیاز است. بسیاری افراد هستند که پس از نخستین تلاش مایوس شده و می گویند هرگز موفق نخواهم شد. بسیار کسان دیگری هم هستند که اگر موفق به انجام این کار شوند، آن را به احساس خواب آلودگی هنگام تمرین نسبت می دهند. ما روش انجام این تمرین را که پیشتر در قسمت اول به اختصار بیان شده بود را در چهار مرحله به شما آموزش خواهیم داد.
ادامه دارد...

معلق کردن جریان فکر _ قسمت اول

معمولا در 95 درصد موارد خواننده فکر می کند که با اولین تمرین موفق به انجام این کار خواهد شد اما در واقع تا به حال موردی را نمی شناسم که قبل از 150 تا 200 بار تلاش جدی توانسته باشد فکر خود را معلق کند. فکر کردن به هیچ چیز؟ این به نظر عجیب و حتی غیرممکن می رسد اما باید بدانیم که شخص متفکر، فکر و موضوع آن سه عنصر جدای از هم هستند. معمولا شخص متفکر تحت سلطه ی فکر خود قرار می گیرد که این حالت در تمام افرادی که با تربیت روانی ناآشنا هستند به چشم می خورد. اما ما قصد داریم فکر را تحت سلطه ی شخص متفکر در آوریم و در این راه تمرین کلاسیکی که "انزوا" یا "شب روانی" یا "بازگشت سکوت" نامیده می شود به ما این امکان را خواهد داد تا نتیجه ای را که به دنبال آن هستیم به دست آوریم.
در مرحله اول در یک وضعیت راحت و با آرامش عضلانی نشسته یا دراز بکشید. در ابتدای کار سعی نکنید که فکر کردن را متوقف کنید، بلکه منحصرا به رها کردن عضلات و حفظ بی حرکتی درست مانند یک قطعه لاستیک نرم در حالت شل و رها بپردازید. لازم به تذکر نیست که سکوت و تاریکی نیز شما را در به دست آوردن این نتیجه به مقدار قابل ملاحظه ای یاری خواهد کرد.
پس از ده یا یازده دقیقه بی حرکتی از توجه به تصاویر و افکاری که در ذهنتان به وجود می آیند خودداری کرده و یک حالت روحی بی توجه را حفظ کنید. تصور کنید که هر سلسله افکاری که به ذهن شما می آیند در واقع مانند یک صحنه نمایش بی ارزش هستند. به خود بگویید که برایم فرقی نمی کند، من به آنها علاقه ای ندارم. چشمها را به صورت نیمه بسته نگاه داشته و تصور کنید که اطراف بدن خود را می بینید و در این حالت خود را محدود کنید.
 پس از ده یا بیست بار تمرین مشاهده خواهید کرد که احساس سبکی و کم وزنی و معلق شدن افکار به مدت 5، 10 تا 15 ثانیه به شما دست می دهد. سپس با تکرار روزانه ی این تمرین مدت این تعلیق به 1، 2 یا 3 دقیقه خواهد رسید و پس از مدتی قادر خواهید بود 10 تا 15 دقیقه به هیچ چیز فکر نکنید.
حالت "شب روانی" در بسته ترین توجهات که در نقطه پایانی تظاهر می کند متوقف می شود. به دنبال آن احساس استراحت و افزایش انرژی نیز به وجود خواهد آمد. با کمی آموزش امکان منزوی شدن با سرعت زیاد در میان جمع و ازدحام را به دست خواهید آورد. در این مرحله تنها قصد "بازگشت به خود" کافی است تا شما افکاری را که در حال غلیان هستند کنار بگذارید.
یکی از رایجترین موانعی که در جریان این تمرین مشاهده می شود این است که افراد در اوایل آن به خواب می روند. اما حتی در این مورد نیز تکرار منظم تمرین به نتیجه ی مورد نظر خواهد انجامید. این را نیز باید اضافه کنم که اگر خواب شبانه عمیق، منظم و به اندازه ی کافی طولانی باشد معلق کردن فکر باعث ایجاد خواب نخواهد شد.