سکوت درون یا خاموشی ذهن، راهی برای تجربه بی واسطه جهان هستی ، آرامش تزلزل ناپذیر و آزادی مطلق از قید و بندها
نمایش پستها با برچسب بی ذهنی. نمایش همه پستها
نمایش پستها با برچسب بی ذهنی. نمایش همه پستها
۱۳۹۴ دی ۳, پنجشنبه
۱۳۹۴ دی ۲, چهارشنبه
نیروی حال _ قسمت چهارم(عملکرد ذهن)
راهی به سوی سکوت درون
عملکرد ذهن
فکر تنها یک ابزار است. ذهن وجود دارد تا برای
کارهای خاص استفاده شود و زمانی که کار مورد نظر انجام شد، ابزار را به کناری می
گذاریم و تا کار بعدی دیگر از آن استفاده نمی کنیم. باید بگویم حدود 80 تا 90
درصد افکار اغلب مردم نه تنها تکراری و بی فایده است، بلکه مضر هم می باشد و باعث
اتلاق انرژی نیز می شود. به جز عده اندکی، همه مردم به جریان بی وفقه و زائد تفکر معتاد هستند و معتقدند که اگر جریان تفکرشان متوقف شود، خودشان هم متوقف می شوند، و
این توهمی است که ذهن در ما به وجود می آورد تا بتواند بقای همیشگی خود و حالت
چیرگی اش بر ما را تضمین کند. با توقف جریان افکار تنها چیزی که متوقف می شود خود
ذهن است و در نتیجه آنچه که در مسیر رشد قرار می گیرد آگاهی ماست. در پلکان
تکامل آگاهی، ذهن فقط یکی از پله ها است و ما نیاز داریم که برای تکامل بیشتر، از
این پله فراتر برویم. باقی ماندن در این پله، فقط باعث نابودی ما خواهد شد. فکر
بدون آگاهی نمی تواند وجود داشته باشد اما آگاهی به فکر احتیاجی ندارد. روشن بینی
به معنای رفتن به ورای فکر است.
بی ذهنی، آگاهی بدون نیاز به فکر است و تنها
به این روش می توان خلاقانه تفکر کرد زیرا فکر به تنهایی قدرتی واقعی ندارد. ذهن
الزاما ماشین بقاست. در مقابل افکار دیگر حمله یا دفاع می کند، اطلاعات را ذخیره،
جمع آوری و آنالیز می کند و این کاری است که در آن بی نظیر است اما به هیچ وجه
خلاق نیست. هنرمندان بزرگ نیز به این نکته اشاره داشته اند که ایده ی خلاقانه آنها
در شرایط سکوت ذهنی به ایشان الهام شده است.
ذهن تنها شامل فکر نمی شود بلکه شامل احساسات
و هیجانات نیز می شود. احساسات و هیجانات بازتاب ذهن در جسم ما هستند و به صورت
فعل و انفعالات شیمایی و تغییرات فیزیولوژی نمود پیدا می کنند. همواره شاهد
احساسات و هیجانات درونی خود باشید بدون اینکه آنها را قضاوت کنید. اگر برای
لحظاتی احساس خاصی برای مشاهده کردن وجود ندارد، توجه خود را معطوف میدان انرژی
درون بدن تان و همچنین به لایه های عمیق تر کنید. این دری به سوی هستی است. خنثی
کردن دردهای احساسی با ذهن غیر ممکن است زیرا ذهن خود بخشی از مشکل است و به
این می ماند که پلیسی مامور تحقیق در مورد یک آتش سوزی شود در حالی که خودش عامل
آتش سوزی بوده است!
ادامه دارد...
۱۳۹۴ آذر ۲۸, شنبه
نیروی حال _ قسمت اول(مقدمه)
راهی به سوی سکوت درون
مقدمه
کتاب "نیروی حال"
هر چند که مستقیما ارتباطی با ادیان بودایی ندارد ولی بسیار تحت تاثیر این آیین
بوده و تقریبا دایرة المعارفی است از آنچه که تاکنون ادیان بودایی در باب "سکوت درون" و
چگونگی نیل به آن گفته اند. اگر علاقه مند به یادگیری سکوت درون از دیدگاه ادیان
بودایی هستید، خواندن این کتاب را که توسط عارف آلمانی، اکهارت تله، و با ترجمه
زیبای خانم غزال رمضانی نگارش شده است، توصیه می کنم. آن چه که در این سری مقالات
می آید چکیده ای از این کتاب فاخر و ارزشمند می باشد. ابتدا لیستی از روش ها را
بیان می کنیم و سپس به اختصار هر یک از روش ها را توضیح می دهیم.
روش های رسیدن به "سکوت درون"
یا "بی ذهنی":
1-
شاهد
افکار و احساسات خود بودن
2-
مقاومت
نکردن
3-
زندگی
کردن و حاضر بودن در زمان حال
4-
بخشایش
5-
معطوف
کردن توجه بر بدن و انرژی درونی
6-
مشاهده
بر تنفس
7-
گوش
کردن به دیگران با تمام وجود
8-
توجه
به سکوت بیرون
9-
توجه
به فضای خالی(خلاء)
10-
احساس
یگانگی کردن بین مشاهده کننده و مشاهده شونده
هستی
چیست؟ هستی ابدی است. تنها زندگی همیشه حاضر و فراتر از محدوده ی شکل ها و فرم ها.
وجودی که تولد و مرگی در آن متبلور نیست. در هر حال هستی نه تنها ماورای همه چیز
می باشد، بلکه در عمق همه چیز هم هست و به نوعی جوهره ای غیر قابل زوال و درونی
محسوب می شود. این امر به این معناست که هستی در عمیق ترین لایه ی وجودی شما یا
همان خود حقیقی تان قابل دسترس است. اما تلاش نکنید آن را با ذهن تا به دست آورید.
سعی نکنید آن را درک نمایید. تنها زمانی می توانید درکش کنید که ذهن تان در سکوت
باشد. زمانی که حاضر باشید(در زمان حال)، وقتی که تمام توجه و تمرکز شما معطوف به
زمان حال باشد، هستی قابل احساس است. اما هرگز نمی توان آن را با ذهن یا عقل درک
کرد. بازیابی مجدد آگاهی از هستی و پیوستن به حالت "احساس _ ادراک" همان
روشن بینی است.
بزرگترین مانع در تجربه ی هستی، همسان دانستن
خود با ذهن و عقل است که در نتیجه از فکر یک اجبار و اضطرار می سازد. ناتوانی در
متوقف ساختن فکر، رنجی دهشت آور است. اما از آنجا که تقریبا همه ما از آن رنج می
بریم، آن را ادراک نمی کنیم و به عنوان یک هنجار می پذیریم. این صدای
ذهنی به ظاهر معصوم، مانع از این می شود که آرامش
درونی که از هستی جدایی ناپذیر است را حقیقتا درک کنید. تفکر زائد یک
"خود" دروغین ایجاد می کند که سایه ی ترس و رنج را در ذهن تان گسترش می
دهد و توهم جدایی از هستی را ایجاد می کند. اما روشن بینی شامل وضعیت یکپارچه و
یکی بودن می شود و در نهایت آرامش را به همراه دارد و پایانی است بر بردگی هولناک
از تفکر زاد. و چه رهایی شگفت انگیزی است این!
ادامه دارد...
۱۳۹۴ آبان ۲۹, جمعه
آناپاناستی (آگاهی از تنفس)
سکوت درون با استفاده از مراقبه(مدیتیشن)
آناپاناستی:
(توضیح آغازین: هر چند که این تمرین در اصل برای تمرکز ذهن طراحی شده است ولی آنچه که خواه ناخواه پیش خواهد آمد، توانایی کنترل و تسلط بر ذهن و نتیجتا تعلیق جریان افکار خواهد بود که هدف اصلی ماست.)
بودا روش های متنوعی برای تمرکز ذهن تجویز کرد که هر یک مناسب افراد به خصوصی بود که برای آموزش به نزد او می آمدند. مناسب ترین روش مکاشفه واقعیت درونی، یعنی همان روشی که بودا خود انجام می داد عبارت است از "آناپاناستی" به معنی "آگاهی از تنفس".
تنفس موضوعی است برای تمرکز که به آسانی در اختیار همه قرار دارد، زیرا همه ما از لحظه تولد تا هنگام مرگ، نفس می کشیم. تنفس موضوعی است جهت مراقبه که عموما در دسترس و قابل قبول است. برای شروع به بآوانا، مراقبه گران می نشینند، با وضعیتی راحت، پشتی صاف به خود می گیرند و چشمهای خود را می بندند. باید در اتاق ساکتی باشند تا حواس شان پرت نشود. با روی نمودن از دنیای برون به دنیای درون، در می یابند که آشکارترین فعالیت، عمل نفس کشیدن است؛ پس توجه خود را به این موضوع معطوف می سازند: هوایی که از بینی آنها وارد و خارج می شود.
این موضوع تمرین تنفسی نیست، بلکه تمرین آگاهی است . سعی در این نیست که تنفس را کنترل کنیم، بلکه باید تلاش کنیم که نسبت به تنفس، همان شکل طبیعی اش، آگاه بمانیم: نفس بلند مدت یا کوتاه، عمیق یا سطحی، نفس سخت یا نرم. شخص باید تا آنجا که می تواند توجهش را بر نفس خویش معطوف دارد و نگذارد که هیچ نوع آشفتگی، زنجیره آگاهی را قطع کند.
هنگام مراقبه، بلافاصله در می یابیم که این کار تا چه اندازه دشوار است. به محض آن که تلاش می کنیم ذهن را بر تنفس متمرکز کنیم، به فکر دردی در ساق پا می افتیم. به محض آن که سعی می کنیم تمامی افکار آشفته را سرکوب کنیم، هزار فکر و خیال به مغزمان خطور می کند: خاطرات، نقشه ها، امیدها و ترس ها. یکی از این ها توجه ما را جلب می کند و بعد از مدتی می فهمیم که در کل از توجه به نفس غافل مانده ایم. دوباره با قصدی تازه شروع می کنیم و باز بعد از مدتی کوتاه پی می بریم که بدون آنکه متوجه باشیم، ذهن از دستمان گریخته است.
در اینجا چه کسی تحت کنترل است؟ به محض آنکه شخص شروع به تمرین کند، به زودی آشکار می شود که در حقیقت، ذهن خارج از کنترل است. همانند بچه لوسی که به سمت یک اسباب بازی می رود، از آن خسته می شود و به بازیچه دیگر و دیگری رو می کند، ذهن هم مدام از این فکر به آن فکر می پرد و از واقعیت می گریزد.
این عادتی است که با ذهن عجین شده است؛ عادتی که در تمام عمر برقرار است، اما وقتی شروع به کاوش ماهیت حقیقی خود کنیم، باید این گریز ذهنی متوقف گردد. باید الگوی عادتی ذهن را تغییر دهیم و بیاموزیم که در واقعیت بمانیم. و این کار را با تمرکز بر تنفس خود شروع می کنیم. وقتی متوجه شدیم که ذهن برای خودش پرسه می زند، با صبر و آرامش، آن را سر جایش بر می گردانیم. اگر موفق نشدیم، دوباره و دوباره تلاش می کنیم. بدون دلسردی، بدون تنش و در حال تبسم این تمرین را تکرار می کنیم. باید بدانیم که عادت یک عمر، در عرض چند دقیقه عوض نمی شود. این کار نیازمند تمرین مداوم و پی در پی و نیز شکیبایی و آرامش است. این است روشی که با آن آگاهی از واقعیت را به منصه ظهور می رسانیم. تلاش درست و نیک چنین است.
بودا چهار نوع تلاش درست و نیک را توصیف کرده است:
1- جلوگیری از بروز حالات شرورانه و نادرست؛
2- ترک این حالات در صورت بروز آنها؛
3- ایجاد حالات سودمندی که قبلا وجود نداشته اند؛
4- حفظ این حالات و ایجاد شرایط رشد و پرورش آنها تا مرحله کمال.
با تمرین آگاهی از تنفس، به این چهار تلاش درست و نیک عمل می کنیم. می نشینیم و بدون دخالت اندیشه و فکر، توجه خود را بر روند تنفس معطوف می سازیم. با انجام این کار، حالت سودمند خودآگاهی را آغاز و حفظ می نماییم و از آشفتگی ذهنی، حواس پرتی و از دست دادن بینش و واقعیت پرهیز می کنیم. اگر فکری به ذهنمان آمد، به دنبال آن نرفته بلکه توجه خود را دوباره به تنفس معطوف می سازیم. به این ترتیب توانایی ذهن را در تمرکز بر یک موضوع واحد پرورش داده و در برابر انحراف ذهنی مقاومت نشان می دهیم. اینها دو خصوصیت اساسی عمل تمرکز می باشد.
مشاهده تنفس همچنین وسیله است برای آرامش جسم، عمل به آگاهی درست و نیک، زندگی در حال، و رهایی از اشتیاق ها، بیزاری ها، نادانی ها و منفی گرایی ها. تمرکز بر تنفس می تواند ما را یاری دهد تا هر آنچه را که از خویشتن نمی دانیم کشف کنیم و هر آنچه ناخودآگاه است را وارد آگاهی خود کنیم. ممکن است در حین این تمرین، تجربیات غیرمعمولی را داشته باشید: مثلا دیدن نور یا صحنه هایی با چشم بسته یا شنیدن اصوات غیرعادی. تمام این تجربیات فراحسی صرفا نشانگر آن هستند که ذهن به سطح متعالی شده ای از تمرکز دست یافته است. این پدیده ها فی نفسه هیچ اهمیتی ندارند و نباید به آنها توجه کرد. موضوع آگاهی همچنان باید تنفس باقی بماند و باقی چیزها تنها مایه پریشانی ذهن خواهد بود. این تجربیات فراحسی بیانگر پیشرفت ما در مسیر می باشد ولی چسبیدن به آنها باعث توقف پیشرفت خواهد شد.
در نهایت آنچه که در مورد این تمرین باید بدانیم این است که با وجود ساده بودن کاری بسیار سخت است و باید نسبت به موانع سر راه آگاه بود و هرگاه که شکست خوردیم، بی آنکه دچار یاس، ناامیدی و خشم شویم دوباره شروع کنیم و ذهنمان را بر تنفس متمرکز کنیم.
برگرفته از کتاب "هنر زندگی(ویپاسانا)"، اثر ویلیام هارت
اشتراک در:
پستها (Atom)



